روزمره گی های ما 96/08/30
روزها یکی پس از دیگری میگذرد و روزمرگی های زندگی همچنان ادامه دارد. هر روز صبح که بیدار میشویم کوله بار برمیبندیم و راهی میشویم سمت اداره و بعد هم تحویل گل پسرمان به مهد کودک و آغاز روز نویی دیگر و ....... کلاس مشاعره پسرم همچنان برقراره با این تفاوت که ساعتش رو تغییر دادیم به بعد از ساعت کار تا لطف همکاران محترم دانشکده اینچنین بر ما روزافزون نگردد و اما برای رفتن به منزل باید یک ساعتی را در ترافیک پر از استرس تهران طی کنیم و در این میان آرادی اوایل مسیر رو خوب میگذرونه ولی نزدیکیهای خونه دیگه تمام تلاش خودش رو برای برهم زدن آرامش مینماید صد البته که ایراد از پسرمان نیست و این ترافیک تهران است که هیچگاه تمامی ندارد. چیزی ک...






